peaceful moment of closure
اما نباید اینطوری فکر کنم
پ ن: پروژه رو دادم به استاد.ول کن نیس میگه باس بیای شفاهی م بگی بم قبل ارائه اصلی.از اول مرداد تا الانم جوابمو نداده.نمی دونمم کی میخاد نمره ها رو بده که آماده باشم .دیگه نذاره به حساب پی گیری نکردنم...چون خسته م کرده و گفتم به درک .تازه استرس ارائه رو که یادم رفته.
پ ن ۲: راسش اولشم اینطوری بود.همین حس بی مزه .انگار شوروع نشده بود هنوز.می خواست بشه.من منتظر بودم همش.ورود به دانشگاهو می گم.
