این لاکی که چارلی جونم زده بود خیلی خوشگل بود.تو آخرین قسمتی که تو سیزن هشت اومد.یه مخلوطی از سبز و خاکستری بود.یشمی هم نه.هی انگشتاشون می کشید رو تبلتش .هی من محو نا خوناش بودم.اصن مث این لاکای کلیشه ای دیگه نبود.

فانتزی من شده این دختر!! دارم حتی مدل نگهداشتن انگشتاشم دوس میدارم!

اسمش چارلی نیست.اینو تو همون دفه اول به سم و دین گف.چون مخ آی تی یه و حسابای مردم رو خالی می کنه واسه خودش چن تا هویت جعلی درست کرده. وپاسپورتای مختلف.تند تند هم اسمشو عوض می کنه.اما بعد از ماجرایی که به شرکت دیک رومن داشت به سم و دین گف که دیگه اسمشو عوض نمی کنه.

دوازده سالش که بوده مامان و باباش تصادف کرده ن .باباش مرده و مامانش مث یه گیاه شده زندگیش.با این پولایی که میدزده خرج مامانشو میده.

یه جور قوی بودن خاصی توش حس می کنم.واسه همین دوس دارم شخصیتشو.اصن هر کی اینطوری باشه من دوسش دارم!دلم میخاد مث اون باشم اونوقت!

 (اسم بازیگرش فلیشیا دی ئه! خواننده م هس بچه م .بله با اون صدای به اون نازی:) .من عاشقش شده م! )

توضیح عنوان: این هم از قضا اسم یه رمان عاشقونه ی ایرونیه!