اولین فیلم سینمایی ای که به عمرم دیدم ینی like ever خواهران قریب کیومرث پوراحمد بود.یه روزی از روزای سال 77 وقتی سوم دبستان بودم.بردنمون نمازخونه مدرسه.یه سالنی بود که به نظر اونموقه م بزرگ بود.یه تلویزیون کوچولوی رنگی هم گوشه ش.ویدیو رو گذاشتن تو دسگاه و من برای اولین بار به این پدیده نگاه می کردم.خیلی حال و هوای معرکه ای داشت.اونموقه فکر نمی کردم که چه حرکتی بوده یه بچه پیش بابا یکی پیش مامان.مثکه همین لازم بود تا طلسمی چیزی سینما رفتن من شکسته شه.چون چن ماه بعد توی سال 78 با مدرسه رفتیم و رنگ خدا رو دیدیم.اونم به نظرم عالی بود.تا خونه برسم همه ش داشتم مرور میکردم پسره به خواهراش چی سوغاتی داد؟

سال بعد رفتیم و عینک دودی رو دیدیم.اونم تا کامل کاملشو سر صف برای بغلدستی م تعریف نکردم آروم نگرفتم.سینما یه حال دیگه ای داشت.صورتا درشت تر بود صدا یه جور دیگه بود.انگار زندگی تو فیلمایه حال و هوای دیگه بود.بعد من عاشق بوی سینما شدم بوی خاص صندلی هاش و سالنش.تو هر سینمایی بسته به کلاسی بودن منطقه فرق داره اما ته تهش یکیه. و همهمه و تاریکی تو سالن و احیانا دست و سوت و جیغ موقع شروع شدن و تیکه های باحال فیلم.

خیلی هنری ام من!(اصن من واسه همین رفتم توی کانون فیلم دانشگاه)